جهانی‌ها

خرید جم کلش اف کلنز برای اندروید و ios
Instagram

خرید قرص لاغری صد در صد تضمینی

پورتال مبلمان دیزاین

خرید اینترنتی پوشاک | لباس راحتی | خرید اینترنتی لباس

مروری بر گذشته

لینک های جالب

خرید اینترنتی چسب فرم دهنده سینه

تازه های جهانی‌ها

لینک های جذاب

مدل مانتو پوش | مدل مانتو مارک پوش Poosh

mo198_www.jahaniha.com_

جهانی ها -> مدل لباس

در این بخش از مدل لباس برای شما مدل مانتو پوش | مدل مانتو مارک پوش Poosh را برای دیدن شما قرار داده ایم ، امیدواریم از مدل مانتوهای پوش مورد علاقه شما قرار گیرد.

فرناز عبدلی برند پوش poosh

اول از همه با یک عکس شروع شد. عکسی که در یک هفته، نزدیک به چهل هزاربار در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شد و حرف و نظرات بسیاری را برانگیخت. از طرح مخالفت تا اظهار رضایت خیلی از افراد از این طرح‌های رنگارنگ. طراح این مانتوها یک دختر شیرازی است. فرناز عبدلی متولد سال ۶۶ است. گرافیک خوانده اما با شرکت در دوره‌های fashion design و طراحی لباس، این کار را به شکل حرفه‌یی شروع کرده است. تا جایی که برندهای معروفی مانند مانگو و بربری از او دعوت به کار کرده‌اند و با داشتن مشتری‌های بین‌المللی توانسته است در این وضعیت ارز، ارز به داخل ایران وارد کند. با او به همراه همکارش آقای وجودی که مدیر امور مالی «پوش» است، گفت‌وگو کردیم.

پوش الان چقدر سابقه دارد؟

عبدلی| برنامه‌ریزی پوش از زمستان دو سال پیش شروع شد. ولی فعالیت متمرکزش از بهار سال گذشته آغاز شد با گذاشتن نمایشگاه و معرفی برند.

چه اتفاقی افتاد که به این فکر افتادید که یک برند ایرانی بزنید؟

داشتن برند از اینجا آغاز شد که همان حدود دو سال پیش که به ورک شاپ‌های طراحی لباس و فشن می‌رفتم تمام بچه‌هایی که می‌آمدند بچه‌های طراحی دوخت بودند و من تنها کسی بودم که از گرافیک وارد طراحی لباس شده بودم. اساتید من خیلی من را تشویق می‌کردند و می‌گفتند من کارهایم می‌تواند متفاوت باشد با بچه‌هایی که طراحی دوخت خوانده‌اند. از این جهت که تو از شاخه دیگری وارد شدی و بعد زیباشناسی لباس برای تو در اولویت قرار دارد. قبل از جریانات ورک شاپ این قضیه طراحی لباس برای من یک سابقه طولانی داشت. مادرم خیاطی می‌کردند و از سال‌ها قبل ما لباس هایمان را خودمان طراحی می‌کردیم به صورت خیلی ابتدایی می‌کشیدیم و مادرمان را مجبور می‌کردیم که عین همان چیزی را که بدون محاسبات طراحی کرده‌ایم برایمان بدوزد. بعد به تدریج خیلی از لباس‌هایی را که ما طراحی می‌کردیم و دوستان می‌دیدند می‌پسندیدند و می‌گفتند ما هم می‌خواهیم. همین اتفاقات یک پیش‌زمینه‌یی شد که اطرافیان و کسانی که در جریان این قضیه بودند مرا تشویق کنند که کارهایم را تا حدی عمومی کنم. اما خب من این قضیه را جدی نگرفتم تا اینکه علاقه‌مند شدم به مد و همان جریان ورک شاپ‌ها و یک سری شرایطی پیش آمد که من حتی داشتم به یک آکادمی در میلان می‌رفتم که fashion design بخوانم که کنسل شد. خلاصه همه این قضایا باعث شد که من بخواهم کار کنم حالا حتی اگر نتوانستم بروم در یک جایی به شکل تخصصی درسش را بخوانم پس الان که اینجا هستم چه کار کنم. با همه این پیش زمینه‌ها از آنجایی که همیشه دلم می‌خواهد کاری که انجام می‌دهم کامل و درست باشد با خودم گفتم که دوست ندارم از این مزون‌های خانگی بگذارم. به همین دلیل بر پایه گرافیک و branding که خوانده بودم با در نظر گرفتن معیار‌ها و اصول با خودم گفتم که یک برند می‌زنم و برایش برنامه‌ریزی می‌کنم و از آنجایی که اعتقاد دارم روی هر چیزی تمرکز داشته باشی و برایش برنامه‌ریزی بکنی می‌تواند موفق باشد خب من هم از اول خیلی سعی کردم که همه‌چیز درست صورت بگیرد که در نهایت هم نتیجه و بازده خوبی داشته باشد.

وجودی: البته باید این را اضافه بکنم که کار من پوشاک بود. نزدیک به هشت سال لباس وارد می‌کردم. از زمان جریان ارز و تحریم‌ها ما نشستیم با هم صحبت کردیم. با اوضاع دلار من که خودم منطقی نمی‌دیدم همچنان بروم زارا و مانگو بیاورم. کارهای خانم عبدلی را قبلا دیده بودم و از سلیقه شان خوشم آمد. به نوعی با تجربه کاری من و سلیقه ایشان تصمیم گرفتیم که در سال تولید ملی دست به چنین کاری بزنیم. البته کار ملی خوب. کاری که مبنای اصلی‌اش کیفیت باشد. بهترین پارچه، بهترین خیاطی و بهترین طراحی. من همیشه در مغازه‌ام زمانی که مشتری می‌آمد و خرید می‌کرد و می‌گفت چرا اینقدر گران؟فلان مغازه دارد ارزان‌تر می‌دهد فورا جواب می‌دادم که یا جنسش ایرانی است یا چینی. ترک نیست. شاید در آن لحظه متوجه نبودم که اسم ایرانی را زیرسوال می‌برم اما خب چون اسم ایرانی بد جا افتاده بود به این شکل تبلیغ می‌کردم که کار من ترک است. ولی ما تصمیم گرفتیم که کار ایرانی انجام دهیم اما برخلاف اینکه گفتند سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی خیلی از ما حمایت نشد. مغازه ما را پلمب کردند و الان چند وقتی است که درگیر این موضوع هستیم.

عبدلی: شب عید مغازه ما را پلمب کردند بدون هیچ حکم و ابلاغیه و دلیلی.

ببینید یک محدودیتی برای این فضا ایجاد می‌شود و شما از آن استفاده می‌کنید. معیارها و ملاک هایتان برای طراحی این مانتوها چه بوده است؟

عبدلی: درباره معیارها بگویم که فقط به حاکمیت برنمی‌گردد. من در این چند وقت اخیر تجارب زیادی کسب کردم، با آدم‌های مختلف در نمایشگاه‌هایی که داشتم برخورد کردم یا در فضای مجازی یکی از عکس‌هایمان در یک هفته ۴۰ هزار بار به اشتراک گذاشته شد و نظراتی را که می‌خواندم برایم خیلی جالب بود خیلی از افراد نظریاتشان بیشتر حالت فحاشی داشت. به چه دلیل؟ کاملا به همان الگوهای ذهنی و کلاسیک فکریشان برمی‌گردد. بر ما هرآنچه لایق‌مان است می‌رود. کاملا از مردم خودمان این قضیه برمی‌آید. مردمی که با رنگ مشکل دارند. با نوآوری مشکل دارند. هر چیزی را که در موازین و چارچوب‌های فکریشان نگنجد رد می‌کنند. حالا این عمل همراه است با هر نوع برخوردی از فحاشی تا نقد‌های غیرکارشناسانه. شاید ما تنها یکی از عکس هایمان یه مقدار با شرایط عرفی جامعه متفاوت بود اما بقیه عکس‌ها همه با رعایت حجاب اسلامی بود. مانتوها همه بلند و گشاد بودند. خیلی از مشتریان من مشکل شان این است که این مانتوها خیلی بلند و دست و پاگیر است. یا می‌گویند چرا آنقدر گشاد است؟ما را چاق نشان می‌دهد. باز برمی‌گردند به همان الگوهای کلاسیک که دوست دارند لباس‌های چسبان و تنگ و کوتاه بپوشند. من در این مدت یک سال و نیم مشاهده کردم که ۷۰ درصد خانم‌ها گرایش خیلی زیادی به لباس‌های تنگ، چسبان و کوتاه دارند. که شاید این امر به دلیل محدودیت‌ها باشد. اما ما آمدیم برخلاف تمام خواسته‌های این شکلی مردم اصولی را در نظر گرفتیم و کار کردیم. اما باز با همان هم مشکل دارند. چرا؟چون طبق آن چیزهایی که فکر می‌کنند نیست. برای مثال خیلی از کسانی که می‌آمدند و کارها را می‌دیدند می‌پرسیدند که چرا دکمه ندارد؟در حالی که به نظر من این نقد خیلی بی‌اساس بود. چون این مانتوها دکمه یا زیپ ندارند آنها را مانتو ندانیم.

وجودی: چادر هم دکمه و زیپ ندارد. درباره این هفتاد درصدی که ایشان گفتند باید نکته‌یی را بگویم. من وقتی ترکیه می‌رفتم به دنبال مانتوهایی بودم که با اصول گشت ارشاد مطابقت داشته باشد اما در ترکیه چیزی به عنوان مانتو وجود ندارد حتی زنان مسلمان در ترکیه کت و دامن می‌پوشند. من یک سری تونیک وارد می‌کردم به عنوان مانتو. اینجا مردم آنها را به عنوان مانتو به ناچار می‌پوشیدند. اما کارهای پوش هم بلند است و هم چسبان نیست و از رنگ‌ها در آن استفاده کرده‌ایم. جذابیت طراحی‌اش در شادابی رنگ‌هایش است.

عبدلی: چیزی که در کامنت‌هایی که می‌خواندم برایم جالب بود این تهمت‌هایی که به ما زده‌اند. واقعا این حرف‌ها از کجا به ذهن‌شان می‌رسد؟ به راحتی می‌نویسند. عکس‌های دخترهای مردم را می‌گذارند که به ما اعتماد کرده‌اند و به عنوان مدل لباس‌ها را پوشیده‌اند. بعضی از سایت‌ها نوشته بودند که ایشان (فرناز عبدلی) تلاش می‌کند که کشف حجاب را ترویج کند. انصاف هم چیز خوبی است. در تمام عکس‌ها تمام مدل‌ها روسری پوشیده‌اند. در حالی که من جزو معدود کسانی هستم که در این فضا کار می‌کنم و این ضوابط را رعایت می‌کنم.

با توجه به بازخوردهای مردم ادامه فعالیت خود را چگونه می‌بینید؟با توجه به اینکه می‌گویید خیلی بازخورد مثبت هم دریافت نکرده‌اید؟

وجودی: البته این گروه مخالفانی را که نام بردیم در اقلیت قرار دارند. من در جریان سیستم فروش قرار دارم و استقبال گسترده‌یی از کارها توسط مردم به عمل آمد. من مشتری داشتم که بعد از پلمب مغازه آمد و گفت من منتظر هستم که مغازه پلمبش باز شود. از چرایی پلمب مغازه پرسید و گفت من لذت بردم وقتی که کار ایرانی را با این کیفیت دیدم و به تمام اقوامم در خارج از کشور توصیه کردم که کارهایتان را نگاه کنند و ببینند که ما چگونه با حجاب می‌توانیم خوش‌تیپ بگردیم.

عبدلی: من وقتی نخستین نمایشگاهم در بهار سال پیش در یک گالری با مجوز رسمی اجرا شد یکسری فرم‌هایی گذاشته بودم برای نظرسنجی که شامل تمام مواردی بود که برایم اهمیت داشت. در طول یک هفته حدود هفتصد فرم پر شد و از این هفتصد فرم به جرات می‌توانم بگویم ۹۰ درصدش مثبت بود و ۱۰ درصدی که ناراضی بودند کاملا معلوم بود که با تنگ‌نظری ویژه فرم‌ها را پر کرده بودند. برای مثال تنها یک گزینه را برای همه سوال‌ها انتخاب کرده بودند و آخرش هم نوشته بودند «برین بابا». در واقع نقدی نبود که بتوان رویش حساب باز کرد. یا یکی دیگر نوشته بود: خودتونید. تمام این کارها تایلندی است. من در تایلند دیده بودم. به این دلیل که خیلی از بوتیک‌ها لباس‌های رنگارنگی که وارد کرده‌اند از تایلند است که در عین حال بسیار گران است.

وجودی: اما با بدترین متریال و دوخت. گرانی‌اش هم به دلیل دلار است. هزینه‌یی که تا به ایران برسد سبب می‌شود که ۱۰۰درصد گران شوند.

آیا پارچه‌های به کار رفته در پوش ایرانی هستند؟

وجودی: نه تمام پارچه‌ها. درصد کمی از پارچه‌های به کار رفته در پوش ایرانی هستند.

عبدلی: برای فصل گذشته (زمستان) دست ما برای پارچه‌های ایرانی خیلی بازتر بود. چون که نساجی‌ها شروع کرده بودند به کار کردن. نساجی‌هایی مانند نساجی جاده قدیم کرج که کارهای بافت می‌کردند. خیلی هم کارهایشان خوب و با کیفیت بود. خب قیمت‌هایش به نسبت کار کره‌یی و چینی گران‌تر بود. اما ارزشش را داشت. ولی برای کارهای نخ، پارچه ایرانی نداریم. رسما نساجی ایران تعطیل است. در واقع می‌شود گفت تعطیل شده. تا جایی که من اطلاع دارم ایران کارخانه‌های نساجی خوبی داشت که در جریان واردات بیش از حد و قیمت‌های عجیب جنس‌های چینی متاسفانه تعطیل شدند. به همین خاطر ما مجبور هستیم پارچه وارد کنیم. ما از پارچه‌های ایرانی استقبال می‌کنیم حتی با قیمت بالاتر. چون خود ما شعارمان این است که داریم یک کالای داخلی تولید می‌کنیم که جنس‌های خارجی و چینی نخریم. بنابراین ترجیح می‌دهیم که این اتفاق بیفتد. در واردات پارچه هم سعی‌مان بر این است که بهترین‌ها را وارد کنیم. یکی از دلایلی که کار را متفاوت می‌کند همین است. خیلی‌ها ترجیح می‌دهند که جنس ارزان‌تر وارد کنند که سود بیشتری بکنند.

در طراحی هایتان بیشتر از چه چیزی الهام گرفتید؟آیا از جایی اقتباس کرده‌اید؟

عبدلی: ایده خیلی از طرح‌ یا پارچه‌ها از جاهای مختلفی گرفته شده است. ولی خیلی از کارهایی را که مشاهده کرده‌اید بیشتر طرح‌های گرافیکی و هندسی هستند. دقیقا به مثابه رشته‌ام که گرافیک بوده این طرح‌ها در ذهنم هستند. چون می‌دانم که در این زمینه کار نشده است، خب برایم جالب هستند.

فکر می‌کنید وضعیت درباره طراحی لباس و فشن در ایران به سمت بهبودی پیش می‌رود؟

عبدلی: من دقیقا ده روز قبل از عید در پی آن بودم که در شیراز یک برنامه running یا catwalk برگزار کنم. تمام نمونه‌ها را با پوشش کامل اسلامی ارائه کردم اما حدود ده روز در راهروهای اماکن و ارشاد می‌دویدم. در عین حال هیچ جوابی به من درباره رد یا پذیرش این موضوع نمی‌دادند. جالب این است که کاربخشی به تمام اداره‌های ارشاد ابلاغ شده است که مساله مد و لباس زیرشاخه این وزارتخانه است و ارشاد است که باید در این زمینه ما را حمایت کند و طبق برنامه مدیریتی خودشان جهت بدهند. در عین حال هیچ کس زیر بار این قضیه نمی‌رود.

من یک بار درباره مدلینگ با وزارت ارشاد تماس گرفتم و دچار یک بازی دومینو شدم.

عبدلی: دقیقا. خب وقتی مدیران مان نمی‌دانند قرار است بر سر این حوزه چه بیاید مسلما من و شما هم نمی‌توانیم تشخیص بدهیم که بهتر می‌شود یا بدتر.

اگر جلوی کارتان را بگیرند و محدودیت‌های شدیدتری بر شما اعمال کنند چه کار می‌کنید؟آیا راه دیگری را پیدا می‌کنید؟

عبدلی: مساله همین است. چون ما که کارمان را عوض نمی‌کنیم. کاری است که برایش برنامه‌ریزی شده است و تمام زندگی مان را پای این جریان گذاشته‌ایم. و اگر نگذارند که کار کنیم مجبور می‌شویم که برویم. من خیلی از کسانی را می‌شناسم که اینجا کار می‌کردند و دقیقا به خاطر خیلی از این محدودیت‌ها از ایران رفته‌اند و در عین حال کارهایشان در ایران به راحتی به فروش می‌رسد. واقعا این قضیه مضحک است که تو همزمان نمی‌توانی در ایران کار بکنی و هم کارت را گسترش بدهی و بفروشی. ولی اگر جای دیگری باشی می‌توانی تمام این کارها را انجام بدهی.

پس مشکل اینجا ماندن است.

عبدلی: دقیقا. خودشان هم تمایل دارند برویم. من روزی که رفته بودم که حراست ارشاد مجوزم را بگیرم آقایی را دیدم که دارند چایی می‌خورند و من هم مشغول صحبت با مسوول بخش بودم. مسوول قول مساعدت داد که بررسی می‌شود اما آن آقا داد زد که یعنی چی؟فردا زن و بچه ما می‌خواهد به این شوها برود. من خیلی تعجب کردم چون تا آن زمان این آقا را ندیده بودم. وقتی از مسوول فرهنگی سمت ایشان را پرسیدم. به من گفتند راننده اداره هستند.

وجودی: ما الان واقعا نمی‌دانیم که آیا واقعا می‌خواهند از ما حمایت کنند یا نه.

آیا برند پوش ثبت شده است؟

وجودی: ما اظهارنامه را پر کرده‌ایم و منتظر خبر آنها هستیم که کی و با چه مدارکی بیاییم. خیلی از دوستانم به من می‌گویند که چرا اینجا ایستاده‌یی و داری کار می‌کنی؟برو ترکیه. اما من دوست ندارم. می‌خواهم همین جا باشم. اینجا وطن من است. شاید این حرف من خنده‌دار باشد اما من جلوی تحریم‌ها ایستاده‌ام. فقط به فکر تجارت خودم نبوده‌ام. من هر سه ماه یک‌بار نزدیک به بیست هزار دلار ارز از این مملکت خارج می‌کردم تا جنس خارجی بیاورم. اما حالا نه تنها یک دلار هم خارج نمی‌کنم بلکه ارز هم به مملکت وارد می‌کنم. ما الان تعداد زیادی مشتری از خارج از کشور داریم. به دلار هزینه را پرداخت می‌کنند تا ما برایشان کار را بفرستیم. آیا این کار باید الان حمایت بشود یا محدود؟

من فکر نمی‌کردم که شما مشتری خارجی داشته باشید.

عبدلی: ما مشتری‌هایی از امریکا، کانادا، استرالیا، بلژیک، دوبی، ژاپن و افغانستان داریم. گاهی از کشورهایی مشتری داریم که اصلا انتظارش را نداریم.

وجودی: ما مشکل بزرگی که الان با آن رو به رو هستیم چگونگی وارد کردن ارز به داخل کشور است. که خب این مساله به دلیل تحریم‌ها به وجود آمده است. اگر مشتری در فلان کشور بخواهد پول واریز کند تا برایش مانتو را بفرستیم نمی‌داند باید از کدام بانک یا کارت اعتباری استفاده کند تا پول را به دست ما برساند.

از نظر اجتماعی چه توجیهی برای استفاده از این رنگ‌ها و این مدل مانتوها داشته‌اید؟

عبدلی: از نظر اجتماعی این قضیه هیچ توجیهی ندارد و به قواعد زیبایی‌شناسی بازمی‌گردد. اما جدا از مساله زیباشناختی من به جامعه خودمان نگاه کردم و دیدم اکثریت خانم‌ها کسانی هستند که مانتو می‌پوشند. در عین حال مانتوهایی که از جاهای مختلف وارد می‌شوند و در واقع مانتو نیستند و کاربرد آن را ندارند. فقط به این دلیل استفاده می‌شوند که پوششی هستند که می‌توان در بیرون استفاده کرد. مخصوصا خیلی از خانم‌ها از من این سوال را می‌پرسند که آیا می‌توان بیرون پوشید یا نه. من خودم از چند سال پیش از لباسی استفاده می‌کردم که مانتو در فکر عموم مردم شاید به حساب نمی‌آمد و حالت پیراهن را داشت اما به شکلی می‌توان در بیرون یا در فضای عمومی از آن استفاده کرد. بارها می‌شد که گشت ارشاد به طرف من می‌آمد اما نمی‌دانست به چه بخشی از پوشش من اعتراض کند. چون لباس‌هایی که من استفاده می‌کنم بلند و گشاد است. جریان کاربردی بودن لباس برای خیابان خارج از جریان الگوهای کلاسیک جامعه از مانتو (روپوش یا فرم‌های اداری) است. پس شروع به اتود زدن کردم. چه چیزهایی کاربردی است. چه چیزهایی راحت است. این برایم خیلی مهم بود: جریان کاربردی بودن لباس در عین زیبایی. چرا در فضای عمومی نباید لباس زیبا پوشید؟این مشکلی است که عموم مردم به آن دچار هستند. چون نسل ما دهه شصتی‌ها نسلی هستیم که از کودکی با رنگ‌های سیاه و کدر بزرگ شده‌ایم. اگر الان به یک پسر دهه شصتی بگوییم این بلوز قرمز را بپوش می‌گوید قرمز! قرمز مال دخترهاست. یا می‌گوید اینکه خیلی جلف است. یا اگر به یک خانم بگوییم که لباست را با رنگ‌های شاد بپوش می‌گوید جلف است. واقعا برایم سوال است؟ مشکل ما با رنگ‌ها چیست؟

به نظر شما به چه دلیل مردم ما رنگ تیره می‌پوشند؟

عبدلی: فکر می‌کنم خیلی ابعاد مختلفی دارد. از بعد از سال‌های جنگ خب خیلی این شکل باب شد. اگر به عقب‌تر هم بازگردیم پوشیدن چادر در زمان قاجاریه را داریم. همه این جریانات در تاریخ به اضافه یکسری از سیاست‌ها موجب همین تیره پوشیدن شده است. اصلا نمی‌توان این موضوع را به دین ربط داد چرا که در خود اسلام بر پوشیدن لباس‌های سفید و پرهیز از پوشیدن لباس‌های سیاه و تیره امر می‌شود. یا خود لباس احرام سفید است. پس این جریان داخلی است و مردم ما عادت کرده‌اند و می‌ترسند از این الگو تخطی کنند. یک دوستی در آلمان دارم که باور نمی‌کرد که این روزها در روپوش‌های مدرسه بچه‌های دبستانی از پارچه‌های رنگی استفاده می‌شود. می‌خواهم این نکته را بگویم که ذهنیت ما و حتی کسی که سال‌ها از ایران دور است، یک جامعه تیره‌پوش است. ما عادت کرده‌ایم به این تیره‌پوشی و اگر کسی بخواهد متفاوت عمل کند اول از همه این خود مردم هستند که در برابر او موضع می‌گیرند.

برهم زدن نظم نمادین یا نظم مالوف است. در عین حال گاهی یک تبعیت محض است بدون توجیه و دلیل.

عبدلی: . تبعیتی بدون هیچ گونه الگوی ذهنی و شخصی از خود.

وجودی: یک بحث دیگر در آغاز کار ما مساله مارک و برند بود. بیشتر تولیدی‌ها این روزها محصول‌شان را با مارک خارجی روانه بازار می‌کنند. وقتی ما رفتیم مارک سفارش دهیم، زمانی که گفتیم مارک ایرانی فروشنده با پوزخندی گفت: می‌خواهید مارک ایرانی بزنید؟

عبدلی: و بعد گفت فارسی می‌خواهی بنویسی؟ هیچ کس نمی‌خرد.

وجودی: ما می‌خواستیم کارمان یک محصول ایرانی با مارک ایرانی باشد. می‌توانستیم مارک خارجی بزنیم و بدون دردسر و پلمب به کارمان ادامه بدهیم.

عبدلی: مردم باید باور کنند که کالای ایرانی فقط خودروسازی نیست که ایراد داشته باشد و خیلی چیزهای دیگر هم هست. به شخصه برای خودم جریان ناسیونالیستی قضیه مطرح نیست. برای من شرایط فراهم بود که بروم جای دیگری کار کنم اما با خودم گفتم همه جا کارهایشان را کرده‌اند اگر فرضا بخواهیم با عنوان زارا یا مانگو کار کنیم خب آنها که هستند پس چه فرقی به حال من می‌کند که من همان راه را ادامه بدهم. بنابراین این جریان ایرانی بودن اصلا بعد ناسیونالیستی ندارد و در عین حال باید قبول کنیم که ما چه بخواهیم و چه نخواهیم ایرانی هستیم. می‌خواهیم طبق شرایطی که در اینجا داریم یک کار داخلی انجام بدهیم.

شما مثل گروه‌های موسیقی زیرزمینی هستید. اما وقتی بخواهند مجوز بگیرند بهشان مجوز نمی‌دهند و مجبور می‌شوند از ایران خارج شوند.

عبدلی: وقتی من با یکی از اساتید گرافیکم در فرانسه صحبت می‌کردم و خیلی راغب بودم که در آنجا بمانم ایشان به من گفتند آرتیست باید در کشور خودش باشد. چون تو به یک کشوری تعلق داری و با زبان و فرهنگ همان کشور فکر می‌کنی. اگر بخواهی در یک کشور دیگر کار کنی باید کاملا با زبان و فرهنگ‌شان آشنا شوی و این فرآیند خیلی زمان می‌گیرد. همان‌طور که خیلی از آرتیست‌های ما رفتند اما دیگر آن کارایی سابق را نداشتند. در آرت این قضیه وجود دارد به ویژه کار ما که یک هنر کاربردی محسوب می‌شود البته این را بگویم که ما از سوئد و بلژیک برای برنامه فشن شو با همین لباس‌ها دعوت داریم اما برای مسلمانان آنجا که اکثریت عرب هستند و ایرانی در بین‌شان کم است. من طبق معیارهای اینجا شروع به کار کردم. اما اگر بخواهم آنجا بروم باید از معیارها و اصول آنها تبعیت کنم که باز وارد یک مسیر بزرگی می‌شوم که هزاران نفر دارند کار می‌کنند و خیلی طول می‌کشد که دوباره به همان جایگاهی برسم که برای خودم تصور می‌کردم و تا حدی هم در کشور خودم به آن رسیدم.

آیا شما جوایزی را برای طراحی این لباس‌ها کسب کرده‌اید؟

عبدلی: جایزه نه. اما از طرف خیلی از جاها معرفی شدیم. مانند کمپین زنان مستقل طراح در اسپانیا یا از طرف مانگو و بربری دعوت به کار شدیم.

شما خودتان مد را چه تعریف می‌کنید؟

عبدلی: قضیه خیلی پیچیده‌یی است. چون فقط شامل پوشش نمی‌شود. مد حتی جریانی است که افکار عمومی را در برمی‌گیرد. یک روندی که یک عده زیادی از آن تبعیت می‌کنند که می‌تواند شامل اخلاق اجتماعی، کلام و گفتار باشد.

مد در ایران بیشتر یک شکل لوکس به خود گرفته است. وقتی کسی می‌گوید مد است به معنی این است که هر کسی نمی‌تواند آن را بپوشد. در صورتی که برای افراد عادی است.

عبدلی: مد برای کسانی است که ایده‌های ذهنی و شخصی ندارند. بیشتر دنباله رو هستند. دوست دارند کسی باشد تا از او تبعیت و الگو‌برداری کنند.

به تازگی باز یک موج علاقه به طراحی لباس در بین جوانان می‌بینیم. دلیلش را چه می‌دانید؟

عبدلی: این هم مد است. من یادم است که آن زمان که من به هنرستان می‌رفتم وقتی گرافیک را انتخاب کردم، گرافیک خیلی مد شده بود. یعنی همه دوست داشتند و آن را یک چیز خاص و شیک می‌دیدند. یا مثلا به نظر اسمش با کلاس می‌آمد. اما پس از مدتی، وقتی این رشته را در هنرستان‌های مختلف آوردند تب و تابش خوابید. یا وقتی من تئاتر کار می‌کردم باز این حالت وجود داشت. یا بعد از آن یک تب طولانی عکاسی در جامعه به راه افتاد. هر کسی با پول بیشتر تجهیزات بیشتری می‌گرفت و خود را عکاس معرفی می‌کرد. یکی از دوستان هنرمند ما آقای شریفیان یک حرف درستی زدند به ازای هر آقایی در یک نقطه از این کشور که عکاس مدلینگ هست یک خانم هم مدل است در گوشه دیگری. بعد بین خانم‌ها و آقایان تب مدلینگ به وجود آمد. من روزانه حدود ۲۰ عدد پیامک دارم درباره اینکه ما می‌خواهیم مدل شویم. اصلا برایشان شرایط مدل شدن مهم نیست. در حالی که برایش باید زحمت کشید. من پیام‌هایی دریافت کرده‌ام که طرف به اصرار می‌گوید هزینه‌اش را می‌پردازد تا مدل شود و بعد از آن بتواند معروف شود. در واقع مدل شدن را راهی برای شهرت می‌دانند. از طرفی دیگر دیده‌اند که فرضا از طریق تئاتر و سینما نمی‌توانند به آن شهرت برسند چون شانس، تمرین، رابطه و پول مهم است. در مدلینگ همه این موارد مهم است اما یک مقدار حالت شخصی دارد. برای مثال هر کس می‌تواند در اتاقش مزون راه بیاندازد و شروع کند به تبلیغات. فضاهای مجازی هم در این تب رایج مدلینگ نیز خیلی موثر هستند. فرد یک مزون راه می‌اندازد. یک پیج هم در شبکه اجتماعی می‌سازد و خود را به عنوان برند معرفی می‌کند. در حالی که قضیه برند داشتن به این سادگی نیست. می‌توانم ادعا کنم که نود درصد کسانی که تحت عنوان برند مشغول به کار هستند برندی ندارند و صرفا یک تب است که تا چند سال دیگر خواهد خوابید. می‌خواهند تحت این عنوان خودشان را مطرح کنند. باز اگر دقیق‌تر نگاه کنیم خیلی ریشه‌های اجتماعی دارد.

جریان تیپ هنری چیست؟

عبدلی: این هم باز به همان مد برمی‌گردد. جریان تیپ هنری خیلی قبل‌تر از جریان طراحی‌های من شکل گرفته بود. نخستین بار دانشجویان هنر شروع به رنگارنگ پوشیدن کردند و نخستین بار این قضیه از آنجا باب شد. من یادم است که هنرستانی بودم همه بچه‌ها مشکی می‌پوشیدند. هنرستان من رشته‌های مختلف مثل برق و الکترونیک داشت. بچه‌های گرافیک جزو تیپ هنری هنرستان محسوب می‌شدند. نخستین بار ما سویشرت‌های رنگی نارنجی و قرمز می‌پوشیدیم. از نظر کل هنرستان ما خیلی آدم‌های جلفی بودیم که چرا داریم رنگی می‌پوشیم. این قضیه هم برمی‌گردد به روحیه آزادانه بچه‌های هنر. در دانشگاه‌ها هم این مساله بیشتر بود. بعد از آن ما یک هجومی را می‌بینیم به سمت صنایع دستی. محصولات کاموایی، پارچه‌یی و رنگی رنگی. تفاوت تیپ هنری با کارهایی که من طراحی می‌کنم این است که بچه‌های هنر اگر قواعد زیبایی‌شناسی بلد باشند که چه بهتر. لباسی را که می‌پوشند طبق یک معیاری است. اما عموما از الگوی صحیحی پیروی نمی‌کنند. یعنی لباس‌ها در کنار هم هارمونی درستی ندارند. بیشتر چند تکه و چند پاره است. مثل یک تابلوی امپرسیونیستی. لباس‌های عجیب و غریبی که چشمت را در لحظه می‌زنند. حتی در میان لباس‌های سنتی اقوام مختلف ایران یا عشایر و ترک‌های قشقایی یا شیرازیان در قدیم، در عین حال که خیلی رنگی هستند ولی کاملا ترکیب‌بندی دارند. این قضیه خیلی جالب است. این افراد هیچ آموزشی ندیده بودند و علمی در این باره نداشتند اما کارهایشان هارمونی دارد. این هارمونی از دیدن زیاد حاصل می‌شود. یعنی ذائقه زیبایی‌شناسی‌شان آنقدر تقویت شده که عشایری که دارد فرش می‌بافد می‌داند فلان رنگ با فلان زمینه هارمونی ایجاد می‌کند. عموم تیپ‌های هنری که من می‌بینم از قاعده درستی پیروی نمی‌کنند. بیشتر سعی می‌کنند هرچی فراهم است با هم بپوشند تا خود را متمایز جلوه دهند. در کارهای خودم هدف همین رعایت هارمونی و رنگ بوده است که خیلی از افراد هم این ویژگی را درباره کارهایم به خودم گفته‌اند. من درواقع هر لباسی را یک تابلو می‌بینم.

قیمت‌های مانتوها به چه صورت است؟

عبدلی: قیمت‌های ما از ۷۰ هزار تومان شروع می‌شود تا حداکثر ۳۰۰هزار تومان. البته بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومان تعداد کمی مانتو داریم. کارهای ما به اصطلاح دست ساز یا hand made محسوب می‌شود.

وجودی: البته این نکته را تذکر بدهم که ما کارها را تک دوزی می‌کنیم. به مرحله خط تولید و تیراژ نرسیدیم. وقتی خط تولید باشد هزینه شکسته می‌شود. قیمت پایین‌تر می‌آید. ما به آینده برندمان امیدوار هستیم. هدف ما این است که در آینده نزدیک کارگاه‌مان را راه بیندازیم.

مدل مانتو پوش | مدل مانتو مارک پوش Poosh

mo198_www.jahaniha.com_1

مدل مانتو مارک پوش Poosh

mo198_www.jahaniha.com_2

مدل مانتو مارک پوش Poosh

mo198_www.jahaniha.com_3

مدل مانتو مارک پوش Poosh

mo198_www.jahaniha.com_4

مدل مانتو مارک پوش Poosh

  mo198_www.jahaniha.com_6

مدل مانتو مارک پوش Poosh

mo198_www.jahaniha.com_7

مدل مانتو مارک پوش Poosh

mo198_www.jahaniha.com_8

مدل مانتو مارک پوش Poosh

mo198_www.jahaniha.com_9

مدل مانتو مارک پوش Poosh

منبع : تاپ ناز


 
 

لینک های جذاب

وبگردی

نظرات کاربران

41 پاسخ به “مدل مانتو پوش | مدل مانتو مارک پوش Poosh”

  1. نانسي می‌گه:

    مدل مانتوها بسيارزيباست فقط بگيدازكجاميشه خريد هرچه سريعترلطفا

  2. الهه می‌گه:

    سلام
    من خیلی برای شما پیام گذاشتم.میشه لطفاً آدرس تهران رو برام ایمیل کنید.من در به در دنبالشم.
    مرسی

  3. mahsa می‌گه:

    adres midin lotfan?

  4. غزل می‌گه:

    با سلام مانتو هاى شما واقاً شيك وخشكل هستند ولى اگه ميشه ادرس مركز فروش رو برام بفرستيد(با تشكّر)!!!!!!!

  5. nafiseh می‌گه:

    salam lotfan aadres ya tarighe kharid ein manto ro barayam mail konid moteshakeram

  6. nazi می‌گه:

    mishe addrese foroshgahe in model mantoaro baram mail konin?

  7. فهیمه می‌گه:

    خیلی قشنگه آدرس بدید لطفا

  8. neda می‌گه:

    سلام خسته نباشید مدلها و تنوع رنگهای مانتوها زیباست لطفاً تلفن و آدرس نمایندگی برای من ایمیل کنید

  9. ناشناس می‌گه:

    سلام.اگه امکانش هست شماره تلفن یا آدرس رو برام بذارید

  10. فرانک می‌گه:

    با سلام لطفا جواب همه مارو بدید مانتو ترمه و مانتو مارک پوش و از کجا میتونم خریداری کنم؟؟

  11. shirin می‌گه:

    salam mantoohatoon besyar shikan
    mamnoon misham age adrese forooshgahetoon dar esfahano vasam mail konid mamnoon

  12. نیلوفر می‌گه:

    سلام..مدلاتون خیلی قشنگن….ادرس یا تلفن لطفا…..

  13. فهیمه می‌گه:

    ادرس نمایندگیتون تو شیراز رو بذارید

  14. diba می‌گه:

    مرسی عالی بود میشه لطفاادرس یا تلفن نمایندگی برندپوش رو ایمیل کنید

  15. مونا رضایی می‌گه:

    lotfan addres va tell namayandgi mark poosh ra bgozarid mamnoon

  16. eli می‌گه:

    یکی به ما کمک کنه تابستون تموم شد!!!! یه آدرس ناقابل مزون یا فروشگاه یا . . .

  17. mehrnoosh می‌گه:

    bache ha b man goftan pasaj ekbatan hastesh…

  18. ساسی می‌گه:

    سلام برای من شماره تلفن بفرستید از مانتو سرای پوش.

  19. فرانک می‌گه:

    سلام ،خسته نباشید…چرا هیچ آدرس یا شماره تلفنی برای خریدمحصولتون ندارین…لطفاکمکی بفرمایین .

  20. سارا می‌گه:

    لطفا ادرس ویا تلفن نمایندگی پووش را ارسال کنید

  21. الهه می‌گه:

    سلام مدل مانتو هاتون خیلی شیک هستند.لطف میکنید ادرس و تلفن نمایندگی رو بدین.ممنون

  22. سوما می‌گه:

    سلام.تو رو خدا يك ادرسي بدين از كي بكيريم اخه اينجوري نكنيد با ما.

  23. soheyla می‌گه:

    azizam berin facebook unja khodeshun shomare midan

  24. رویا می‌گه:

    سلام خسته نباشیدمدلها خیلی زیباهستند میشه یه ادرس تو تهران بدیدتا این مانتوهارو تهیه کنیم ممنون.

  25. خیزران می‌گه:

    با سلام.لطفا ادرس و تلفتت ترمه رو بدید.بی صبرانه منتظرم

  26. ناشناس می‌گه:

    ادرس پلیززززز

  27. سمیه می‌گه:

    آدرس نمیندگی مارک posh تو شیراز رو بدید لطفا

  28. sepide می‌گه:

    سلام.مدلاتون خیلی شیکن.لطفا آدرس فروشگاه تهران رو بدید.مرسی

  29. mali می‌گه:

    لطفا آدرس فروشگاه اصفهانتونو بدید

  30. پوپک محمدی می‌گه:

    خیییلی خوشکلن چطوری میشه خرید خواهشا

  31. nafas می‌گه:

    ghasde adres dadan nadarin na? pa chera ax mizarin dele ma ro ab mikonin

  32. nafas می‌گه:

    adreso mail konin vasam bashe?

  33. الهام می‌گه:

    میشه بگید از کجا میتونیم این مدلهارو بخریم فوری لطفا

  34. masih می‌گه:

    سلام.منم حدود یک سال میشه که پیگیر خرید مانتوهای پوش هستم ولی متاسفانه هیچ ادرس و شماره تلفنی برای سفارش دادن ندارم اگر قرار نیست کسی جواب بده پس بهتره این مدل ها رو توی سایت نذارید و مردم رو الاف نکنید چون مدلاش واقعا قشنگ و خوبه

  35. ک می‌گه:

    با سلام
    لطفا آدرس فروشگاه تهران را ارسال کنید
    سپاس

  36. فاطی می‌گه:

    سلام.مدلا واقعا زیبان.لطفا آدرس فروشگاه تهران رو بفرستی.ممنون

  37. ک.م می‌گه:

    با سلام مدل ها بسیار زیبا بودن لطفا نشانی مرکز خرید را در تهران سریع بفرستید با سپاس

  38. نسترن می‌گه:

    چرا این قد بعضیاشون کوتاه بودن؟چرا جلوشون باز بود؟؟؟؟یه بار بگید مانتو نپوشین لخت شید دیگه
    اینطوری آقایون بیشتر حال میکنن

  39. ساناز می‌گه:

    حضوری میفروشن تو شهرک غرب تهران باید تو فیسبوکشون شماره رو بردارید

  40. مژده می‌گه:

    منم از این مانتوها میخوااااااااام

پاسخ دهید

موسسه  آموزش عالی آرمان

حسن ریوندی | جدیدترین کلیپ‌های حسن ریوندی

سعید شورا

مطالب پربازدید

عضویت در خبرنامه

شما کاربران گرامی با عضویت در بخش خبرنامه اینترنتی می توانید تمامی مطالب منتشر شده در جهانی‌ها را در قالب یک ایمیل هر روز در اینباکس خود دریافت نمایید و به این صورت هیچ مطلبی از جهانی ها را از دست نخواهید داد پس همین الان عضویت خود را تکمیل نمایید.
عکس بازیگران
‫عکس بازیگران‬‎
بک لینک
‫بهبود رتبه سایت شما در نتایج جستجوی گوگل‬‎
دانلود آهنگ جدید
‫دانلود آهنگ جدید
اپل
‫اپل‬‎
درج آگهی رایگان
‫درج آگهی رایگان و ویژه در تجارتگاه‬‎
اس ام اس عاشقانه
اس ام اس عاشقانه
دکوراسیون
دکوراسیون داخلی
پنل اس ام اس
پنل اس ام اس و نمایندگی پنل اس ام اس
مدل لباس
مدل لباس

به این مطلب امتیاز دهید