جدیدترین مطالب


داستان سلام بی‌جواب
داستان مادر خود عید بود
قصه قصر پادشاه
داستان جوجه اردک زشت
قصه زیبای سه بچه خوک
داستان خرس تنبل
داستان کوتاه حمام رفتن بهلول
داستان دلقک
داستانک رفتن با خلوص پیرزن به کلیسا
داستان آرزوی دانه کوچک
داستان جمله جادویی
داستان وصیت نامه مرد خسیس
داستان زیبای مترسک
نامه دختر زیبا به رئیس ثروتمند
داستان تجاوز به دختر ۱۶ ساله
تبلیغات
ساخت وبلاگ
تبلیغات پست ثابت


 0_walar_859213917465577656

0_walar_859213917465577656

Untitled20140205112739

buy_post

داستان خیانت سام

مجموعه : داستان
3

fun37_www.jahaniha.com_

هر کی میخواست یه زندگی عاشقانه رو مثال بزنه بی اختیار زندگی سام و مولی رو بیاد می آورد. یه زندگی پر از مهر و محبت.

تو دانشگاه بصورت اتفاقی با هم آشنا شدن ،سلیقه های مشترکی داشتن ،هر دو زیبا ،باهوش و عاشق صداقت و پاکی بودن و خیلی زود زندگی شون رو تو کلیسا با قسم خوردن به اینکه که تا آخرین لحظه عمرشون در کنار هم بمونن تو شادی دوستان و خانواده هاشون آغاز کردن. همه چیشون رویایی بود و با هم قرار گذاشتن بودن یک دفترچه خاطرات مشترک داشته باشن تا وقتی پیر شدن اونا رو برای نوه هاشون بخونن و با یاد آوری خاطرات خوش هیچوقت لحظه های زیبای با هم بودن رو از یاد نبرن. واسه همین قبل از خواب همه چی رو توش مینوشتن. با اینکه ۵ سال از زندگیشون میگذشت هنوزم واسه دیدار هم بی تابی میکردند.

 

وقتی همدیگه رو تو آغوش میگرفتند دلاشون تند تند میزد و صورتشون قرمز قرمز میشدو تمام تنشون رو یه گرمای وصف نشدنی آسمونی فرا میگرفت.

همه چی خوب پیش میرفت تا اینکه سام اونروز دیر تر به خونه اومد، گرفته بود دل و دماغی نداشت مولی اینو به حساب گرفتاری کارش گذاشت،اما فردا و فرداهای دیگه هم این قضیه تکرار شد وقتایی که دیر میکرد مولی دهها بار تلفن میزد اما سام در دسترس نبود وقتی به خونه برمیگشت جوابی برای سوالات مولی که کجا بودو چرا دیر کرده نداشت.

برای مولی عجیب بود باورش نمیشد زندگی قشنگش گرفتار طوفان شده باشه .بدتر از همه اینکه از دفترچه خاطراتشون هم دیگه خبری نبود.تا اینکه تصمیم گرفت سام رو تحت نظر بگیره اولین جرقه های ظنش با پیدا شدن چند موی بلوند رو کت سام شکل گرفت بعد هم که لباسهاشو بیشتر کنترل کرد بوی غریبه عطر زنانه شک اونو بیشتر کرد.

نه نه این غیر ممکن بود اما با دیدن چندین پیامک عاشقانه با یک شماره ناشناس در تلفن سام همه چی مشخص شد .سام عزیزش به اون و عشقشون خیانت کرده بود حالا علت تمام سردیها بی اعتناییهاو دوریها سام رو فهمیده بود.دنیا رو سرش خراب شد توی یک لحظه تمام قصر عشقش فرو ریخت و جای اونو کینه نفرت پر کرد .مرد آرزوهاش به دیوی وحشتناک تبدیل شده بود.

اون شب سام در مقابل تمام گریه ها و فریادهای مولی فقط سکوت کرد.کار از کار گذشته بود .صبح مولی چمدونش رو بست و با دلی مملو از نفرت سام رو ترک کرد وبا اولین پرواز به شهر خودش برگشت. روزهای اول منتظر یک معجزه بود،شاید اینا همش خواب بود .اما نبود .همه چی تموم شده بود.اونوقت با خودش کنار اومد و سعی کرد سام رو با تمام خاطراتش فراموش کنه.هر چند هر روز هزاران بار مرگ سام خائن رو از خدا آرزو میکرد. ولی خیلی زود به زندگی عادیش برگشت.

۳سال گذشت و یه روز بطور اتفاقی تو فرودگاه یکی از هم دانشگاهیاش رو دید.خواست از کنارش بی اعتنا بگذره اما نشد.دوستش خیلی این پا اون پا کرد انگار میخواست مطلب مهمی رو بگه ولی نمیتونست. بلاخره گفت:سام درست ۶ماه بعد از اینکه از هم جدا شدید مرد.

باورش نشد مونده بود چه عکس العملی از خودش نشون بده تمام خاطرات خوشش یه لحظه جلوی چشش اومد .اما سریع خودش رو جمع جور کرد و زیر لب گفت:عاقبت خائن همینه.واز دوستش که اونو با تعجب نگاه میکرد با سرعت جدا شد. 

اون شب کلی فکر کرد و با خودش کلنجار رفت تا تونست خودش رو قانع کنه برگشتن به اونجا فقط به این خاطره که لوازم شخصیش رو پس بگیره و قصدش دیدن رقیب عشقیش و کسی که سام رو از اون جدا کرده بود نیست سئوالی که توی این ۳ سال همیشه آزارش داده بود.آخر شب به خونه قدیمیشون رسید.

باغچه قشنگشون خالی از هر گل وگیاهی بود چراغها بجز چراغ در ورودی خاموش بودند.در زد هزار بار این صحنه رو تمرین کرده بود و خودش رو آماده کرده بود تا با اون رقیب چطوری برخورد بکنه.قلبش تند تند میزد. دنیایی ازخاطرات بهش هجوم اوردن کاشکی نیومده بود .ولی بخودش جراتی داد.بازم زنگ زد اماکسی در رو باز نکرد.

پسر کوچولویی از اون ور خیابون داد زد:هی خانوم اونجا دیگه کسی زندگی نمیکه.نفس عمیقی کشید.فکر خنده داری به نظرش رسید کلیدش همراش بود.کلیداش رو درآورد وتو جا کلیدی چرخوند . در کمال ناباوری در باز شد/همه جا تقریبا تاریک بود و فقط نور ورودی کمی خونه رو روشن کرده بود دلشوره داشت نمیدونست چی رو اونجا خواهد دید.کلید برق رو زد .  

باورش نمیشد/همه چی دست نخورده سر جاش بود .عکسهای ازدواجشون ،مسافرت ماه عسلشون خلاصه همه عکسا به دیوارها بودند.و خونه تمیز بود.با سرعت بطرف اتاق خوابشون رفت تا ببینه وسایلش هنوز هست یا نه دلش میخواست سریع اونجا رو ترک کنه .چشمش به اتاق خوابش که افتاد دیگه داشت دیوانه میشد.درست مثل روز اول.کمد لباسهاش رو باز کرد تمام لباسهاش و وسایل شخصیش مرتب سر جاشون بود.ناخوداگاه رفت سراغ لوازم سام.کشو رو کشید و شروع کرد به نگاه کردن از هر کدوم از اونا خاطره ای داشت.  

حالش خوب نبود یه احساسی داشت خفش میکرد ناگهان چشمش به یک کلاه گیس با موهای بلوند که ته کشو قایمش کرده بودند افتاد با تعجب برداشتش کمد رو بهم ریخت نمیدونست دنبال چی باید بگرده فقط شروع کرد به گشتن.چند عطر زنانه ویک گوشی موبایل ناشناس، روشنش کرد شماره اش رو خوب میشناخت شماره غریبه ای بود که برای سام پیام عاشقانه میفرستاد بود.گیج شده بود رشته های موی بلوند رود لباس سام،بوی عطرهای زنانه ای که از لباس سام به مشام میرسید،و پیامهای ارسال شده همه اونجا بودند.نمی فهمید.این چه بازی بود.خدایا کمکم کن.بلاخره پیداش کرد دفترچه خاطراتشون. 

برش داشت بازش کرد.خط سام رو خوب میشناخت .با اون خط قشنگش نوشته بود:از امروز تنها خودم تو دفتر خواهم نوشت تنهای تنها.بلاخره جواب آزمایشاتم اومد /و دکتر گفت داروها جواب ندادن .بیماریت خیلی پیشرفت کرده سام،متاسفم. آه خدایا واسه خودم غمی ندارم اما مولی نازنینم.چه طوری آمادش کنم،چطوری.اون بدون من خواهد مرد و این برای من از تحمل بیماری ومرگم سختر.مولی بقیه خطها رو نمیدید خدایا بازم یه کابوس دیگه.آخرین صفحه رو باز کرد.اوه خدایای من این صفحه رو برای من نوشته:مولی مهربانم سلام.امیدوارم هیچوقت این دفتر رو پیدا نکرده باشی و اونو نخونده باشی اما اگر الان داری اونو میخونی یعنی دست من رو شده.منو ببخش میدونستم قلب مهربونت تحمل مرگ منو نخواهد داشت.پس کاری کردم تا خودت با تنفر منو ترک کنی.این طوری بهتر بود چون اگر خبر مرگم رو میشنیدی زیاد غصه نمیخوردی.اینو بدون تو تنهای عشق من در هر دو دنیا هستی و خواهی بود.سعی کن خوب زندگی کنی غصه منو هم نخور اینجا منتظرت خواهم موند .عاشقانه و قول میدم هیچوقت دیگه ترکت نکنم. 

بخاطر حقه ای که بهت زدم هم منو ببخش .اونی که عاشقانه دوستت داره سام.راستی به یکی از دوستام سپردم مواظب باشه چراغ ورودی در خونمون همیشه روشن بمونه که اگه یه روزی برگشتی همه جا تاریک نباشه.سام تو.

مولی برگشت و به عکس سام روی دیوار نگاه کرد و در حالی که چشمانش پر از اشک بود گفت سام منو ببخش.

بخاطر اینکه توی سختترین لحظات تنها گذاشتمت منو ببخش. چشمای سام هنوز توی عکس میدرخشید و به اون میخندید.

منبع : lafzan.com
برچسب ها : ،،،،،،
تبلیغات پست ثابت

تقویت حافظه

تقویت حافظه

تقویت حافظه

پوستر دیواری,کاغذ دیواری,دکوراسیون متفاوت
فارکس حرفه ایی
داغ ترین خبرهای روز دنیا - 55 آنلاین
نبض بازار


جهانی ها از نگاه شما
تبلیغات متنی
طراحی سایت
طراحی سایت
مشاوره کنکور
مشاوره کنکور
پکیج کودک نخبه
کودک نخبه ، فلش کارت های کودک نخبه
اخبار
خبر,اخبار حوادث,اخبار اقتصادی
چسب لاغری
چسب لاغری بوتانیکال اسلیمینگ ، ساخت اسپانیا اصل
ترکیب رنگ مو
آموزش ترکیب رنگ موها و فرمول انواع هایلایت ها
طراحی سایت
طراحی سایت
تبدیل تاریخ شمسی به میلادی
تبدیل تاریخ شمسی به میلادی
مدل مانتو
مدل مانتو
مدل پالتو
مدل پالتو
محصولات جهانی ها
اشتراک خبرنامه
شما کاربران گرامی با عضویت در بخش خبرنامه اینترنتی می توانید تمامی مطالب منتشر شده در جهانی‌ها را در قالب یک ایمیل هر روز در اینباکس خود دریافت نمایید و به این صورت هیچ مطلبی از جهانی ها را از دست نخواهید داد پس همین الان عضویت خود را تکمیل نمایید.
سایر خدمات
فال حافظ تعبیر خواب فال عطسه استخاره فال انبیاء طالع بینی قران
بخش های اصلی سایت
با همکاری


شبکه اجتماعی

صفحه ما در فیس بوک


جدیدترین مطالب
اس ام اس تولد ۲۰۱۴ جدید
اس ام اس تولد ۲۰۱۴ جدید
تجاوز به دختر بیمار در بخش مراقبت‌های ویژه
تجاوز به دختر بیمار در بخش مراقبت‌های ویژه
۲ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر از دریافت یارانه انصراف داده‌اند
۲ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر از دریافت یارانه انصراف داده‌اند
بیوگرافی و عکس ارسلان قاسمی
بیوگرافی و عکس ارسلان قاسمی
نحوه درست کردن کاسه یخی
نحوه درست کردن کاسه یخی
عکس سلنا گومز جدید
عکس سلنا گومز جدید
تجاوز ۹۰ مرد به یک دختر
تجاوز ۹۰ مرد به یک دختر
نکاتی مهم درباره قهوه و دم کردن آن
نکاتی مهم درباره قهوه و دم کردن آن
پاک کردن جای زخم از روی پوست
پاک کردن جای زخم از روی پوست
ماسک‌های خانگی زیبایی مخصوص فصل بهار
ماسک‌های خانگی زیبایی مخصوص فصل بهار
بیوگرافی و عکس ترلان پروانه
بیوگرافی و عکس ترلان پروانه
طرز تهیه زیتون پرورده
طرز تهیه زیتون پرورده
طرز تهیه تیرامیسو قهوه و نارگیل
طرز تهیه تیرامیسو قهوه و نارگیل
مروری بر گذشته
اس‌ام‌اس تبریک روز زن
اس‌ام‌اس تبریک روز زن
گالری اس ام اس‌های تبریک روز مادر
گالری اس ام اس‌های تبریک روز مادر
اس ام اس خنده دار و سرکاری روز زن
اس ام اس خنده دار و سرکاری روز زن
تزیین شمع برای روز مادر
تزیین شمع برای روز مادر
ایده های برای بسته بندی هدایای روز مادر
ایده های برای بسته بندی هدایای روز مادر
شعر روز مادر (۲)
شعر روز مادر (۲)
تجاوز پیرمرد ایرانی به دختر چهار ساله در سوئد
تجاوز پیرمرد ایرانی به دختر چهار ساله در سوئد
شعر روز مادر جدید
شعر روز مادر جدید
شعر روز مادر
شعر روز مادر
تجاوز به دختر تازه عروس
تجاوز به دختر تازه عروس
شعرهای زیبا درباره‌ی مادر
شعرهای زیبا درباره‌ی مادر
رازهای زیبایی برای مادرها
رازهای زیبایی برای مادرها
طرز تهیه دیپ ماست و خیار
طرز تهیه دیپ ماست و خیار