جهانی‌ها

مروری بر گذشته

لینک های جالب

تازه های جهانی‌ها

لینک های جذاب

اشعار عاشقانه شاملو

مجموعه : شعر

اشعار عاشقانه شاملو,شعرهای شاملو

اشعار عاشقانه شاملو

آه اگر آزادی سرودی می خواند
کوچک
همچون گلوگاه پرنده ای
هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند
سالیان بسیاری نمی بایست
دریافتی را
که هر ویرانه نشان از غیاب انسانی است …


اشعار عاشقانه شاملو,شعرهای شاملو
به پرواز
شک کرده بودم
به هنگامی که شانه هایم
از توان سنگین بال
خمیده بود…
اشعار عاشقانه شاملو,شعرهای شاملو
در نگاه ات همه ی مهربانی هاست:
قاصدی که زندگی را خبر می دهد.
و در سکوت ات همه ی صداها:
فریادی که بودن را تجربه می کند.
اشعار عاشقانه شاملو,شعرهای شاملو
تـن تـو آهـنگی است
و تـن من کلمه ای است
که در آن می نـشیند
تا نـغمه ای در وجود آیـد
سروده ی که تـداوم را می تـپد
در نگاهت همه ی مهـربـانی هاست:
قـاصدی که زنـدگی را خبر می دهد.
و در سکـوتـت همه صداها
فـریـادی که بـودن را
تـجربـه می کـند.
اشعار عاشقانه شاملو,شعرهای شاملو
شانه ات مجاب ام می کند
در بستری که عشق
تشنه گی ست
زلال شانه های ات
هم چنان ام عطش می دهد
در بستری که عشق
مجاب اش کرده است.
اشعار عاشقانه شاملو,شعرهای شاملو
دست ات را به من بده
دست های تو با من آشناست
ای دیر یافته با تو سخن می گویم
به سان ابر که با توفان
به سان علف که با صحرا
به سان باران که با دریا
به سان پرنده که با بهار
به سان درخت که با جنگل سخن می گوید
زیرا که من
ریشه های تورا دریافته ام
زیرا که صدای من
با صدای تو آشناست.
اشعار عاشقانه شاملو,شعرهای شاملو
عـشق
خـاطره یی ست به انتـظار ِ حـدوث و تـجـدد نـشسته٬
چـرا کـه آنـان اکـنون هـر دو خـفـته انـد.
در ایـن سوی بـستر
مـردی و
زنـی
در آن سـوی.

تــندبـادی بـر درگـاه و
تـندبـاری بـر بـام.
مـردی و زنـی خـفته.
و در انتـظار ِ تـکرار و حـدوث
عــشقی
خـسته.
اشعار عاشقانه شاملو,شعرهای شاملو
کیستی که من
این گونه
به اعتماد
نام ِ خود را
با تو می گویم …
کلید ِ خانه ام را
در دست ات می گذارم…
نان ِ شادی های ام را
با تو قسمت می کنم!
به کنارت می نشینم و
بر زانوی تو
این چنین آرام …
به خواب می روم ؟
کیستی که من
این گونه به جد
در دیار ِ رویاهای خویش
با تو درنگ می کنم ؟
اشعار عاشقانه شاملو,شعرهای شاملو
لمسِ تن تو
شهوت است و گناه
حتی اگر خدا عقدمان را ببندد
داغیِ لبت ، جهنم من است
حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند
هم آغوشی با تو ، هم خوابگیِ چرک آلودی ست
حتی اگر خانه ی خدا خوابگاهمان باشد…
فرزندمان، حرام نطفه ترین کودک زمین است
حتی اگر تو مریم باشی و من روح القدس
خاتون من
حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم ،
یک بوسه یک نگاه حتی ـ حرامم باد
اگر تو عاشق من نباشی…
اشعار عاشقانه شاملو,شعرهای شاملو
بلبل من! نوای تو خواهم

عمر را در هوای تو خواهم

زندگی را برای تو خواهم

تو بپائی اگر من نپایم .
اشعار عاشقانه شاملو,شعرهای شاملو
بودی آن عهدها خاکبیزان

میخرامیدی افتان و خیزان

من بدنبال تو اشکریزان

تا که در پای تو سر بسایم
اشعار عاشقانه شاملو,شعرهای شاملو
بیابان را، سراسر، مه فرا گرفته است
چراغ قریه پنهان است
موجی گرم در خون بیابان است
بیابان، خسته
لب بسته
نفس بشکسته
در هذیان گرم عرق می ریزدش آهسته
از هر بند

بیابان را سراسر مه گرفته است می گوید به خود عابر
سگان قریه خاموشند
در شولای مه پنهان، به خانه می رسم گل کو نمی داند مرا ناگاه
در درگاه می بیند به چشمش قطره
اشکی بر لبش لبخند، خواهد گفت:
بیابان را سراسر مه گرفته است… با خود فکر می کردم که مه، گر
همچنان تا صبح می پائید مردان جسور از
خفیه گاه خود به دیدار عزیزان باز می گشتند

بیابان را
سراسر
مه گرفته است
چراغ قریه پنهانست، موجی گرم در خون بیابان است
بیابان، خسته لب بسته نفس بشکسته در هذیان گرم مه عرق می ریزدش
آهسته از هر بند…
اشعار عاشقانه شاملو,شعرهای شاملو
یادم آید یکی نیمه شب بود
در تن و جان تو سوز تب بود
جان من زین مصیبت بلب بود
شاهدم گریه ها یهایم .
اشعار عاشقانه شاملو,شعرهای شاملو
بی خبر بودی از زاری من
غافل از رنج بیداری من
فارغ از درد و غمخواری من
و آنهمه ندبه و ناله هایم .
اشعار عاشقانه شاملو,شعرهای شاملو
من کیم؟ گنج مهر و وفایم
من کیم؟ آسمان سخایم
من کیم؟ چهره یی آشنایم
مادرم، جلوه گاه خدایم
من کیم؟ عاشق روی فرزند
جان من پر کشد سوی فرزند
بر نخیزد دل از کوی فرزند
عاشقم، عاشقی مبتلایم
اشعار عاشقانه شاملو,شعرهای شاملو
من ز دنیا، تو را برگزیدم
رنج بی حد بپایت کشیدم
تا شود سبز، باغ امیدم ـ
جان ز تن رفت و نیرو ز پایم .
اشعار عاشقانه شاملو,شعرهای شاملو

شعر های عاشقانه از شاملو

اشعار عاشقانه شاملو,شعرهای شاملو
مجال

بی رحمانه اندک بود و

واقعه
سخت
نامنتظر.
اشعار عاشقانه شاملو,شعرهای شاملو
از بهار
حظّ ِ تماشایی نچشیدیم،
که قفس
باغ را پژمرده می کند.
اشعار عاشقانه شاملو,شعرهای شاملو
از آفتاب و نفس
چنان بریده خواهم شد
که لب از بوسه ی ناسیراب.
برهنه
بگو برهنه به خاک ام کنند
سراپا برهنه
بدان گونه که عشق را نماز می بریم، ــ
که بی شایبه ی حجابی
با خاک
عاشقانه
در آمیختن می خواهم.
اشعار عاشقانه شاملو,شعرهای شاملو

شعر های عاشقانه از شاملو

اشعار عاشقانه شاملو,شعرهای شاملو

قصد من فریب خودم نیست,دل پذیر!
قصد من
فریب خودم نیست.

اگر لب ها دروغ می گویند
از دست های تو راستی هویداست
و من از دست های توست که سخن می گویم.

دستان تو خواهران تقدیر من اند.
از جنگل سوخته از خرمن های باران خورده سخن می گویم
من از دهکده ی تقدیر خویش سخن می گویم.

اشعار عاشقانه شاملو,شعرهای شاملو

آه ، تو می دانی
می دانی که مرا
سر ِ بازگفتن ِ بسیاری حرف هاست .
هنگامی که کودکان
در پس ِ دیوار ِ باغ
با سکه های فرسوده
بازی ِ کهنه ی زنده گی را
آماده می شوند .
می دانی
تو می دانی
که مرا
سر ِ باز گفتن کدامین سخن است
از کدامین درد ….

اشعار عاشقانه شاملو,شعرهای شاملو

چه راه ِ دور !
چه راه ِ دور ِ بی پایان !
چه پای لنگ !
نفس با خسته گی در جنگ
من با خویش
پا با سنگ !
چه راه ِ دور
چه پای لنگ !

اشعار عاشقانه شاملو,شعرهای شاملو

منبع : کلیشه

لینک های جذاب

وبگردی

نظرات کاربران

پاسخ دهید

سیمیا,آپلیکیشن سیمیا,simya

مطالب پربازدید

پیشنهاد سردبیر

عضویت در خبرنامه

شما کاربران گرامی با عضویت در بخش خبرنامه اینترنتی می توانید تمامی مطالب منتشر شده در جهانی‌ها را در قالب یک ایمیل هر روز در اینباکس خود دریافت نمایید و به این صورت هیچ مطلبی از جهانی ها را از دست نخواهید داد پس همین الان عضویت خود را تکمیل نمایید.
خرید از آمریکا , Ebay , Amazon
گروه تجاری ققنوس مجری بازرگانی بین المللی و ارئه دهنده خدمات حمل و نقل اکسپرس هوایی
عصرنو
عصرنو
دانلود آهنگ جدید
دانلود آهنگ جدید
لباس ، کیف ، کفش
لباس ، کیف ، کفش
خرید گیفت کارت
خرید گیفت کارت
دوربین مداربسته
دوربین مداربسته
هولوگرام
هولوگرام